|
باشروع ثبت وقايع حياتي در ايران ( ازسال 1297 هجري شمسي ) جهت
دستيابي به اسناد هويتي در بايگانيهاي اسناد جلي از كليدي تركيبي
شامل محل صدور شنـاسنـامه ، سال صـدور و شماره شناسنامه استفاده مي
شد ( كه محل صدور خود تركيبي از اداره محل صدور و حوزه هاي
شهري/ روستايي / .......) مي باشد.افزايش جمعيت و تغيير
در تقسيمات كشوري عامل مهمي در تغيير حوزه بندي ادارات
ثبت احوال بوده و در مقاطعي كمبود پرسنل مورد نياز باعث ادغام حوزه
ها گرديده است . تغييرمحدوده جغرافيايي حوزه ها در قلمرو يك شهرستان
به معني اعمال يك سري تغييرات منطقي و فيزيكي در چيدن
اسناد در بايگا نيها شده است . انتزاع ادارات ثبت احوال از
يكديگر دستيابي به اسنادرا بسيار مشكل نمود ، و نتيجتا" موجب غير
ممكن شدن ثبت تحولات ( بهنگام سازي وقايع حياتي )
در اسناد سجلي بسياري از ادارات ثبت احوال گرديده
است . ازطرفي با عنايت به اينكه پرونده هاي آموزشي ، استخدامي و شغلي
، بيمه وبهداشتي ، نظا مي و ا نتظامي و مالياتي و ........ در
نظام هايي كه به نوعي با ا نسا نها سروكاردارند با تكيه به مدارك شنا
سايي صادر شده از سوي سازمان احوال كشور بوجود آمده و تجربه نشان
داده كه سازمانها عمدتا" بدليل اشكال در شناسايي ا فراد در
پرونده مختلف قادر به تبادل اطلاعات بين سيستمي نمي باشند . مقدمه
ايجاد چنين ارتباط سازمان يافته و منظم
بين سازمانها ايجاد سهولت شناسايي افراد در كليه
سيستمها مي باشد كه سازمان ثبت احوال با انجام مطالعات وسيع
از سال 1368 شماره ملي را بعنوان كليد شناسايي ساده و منحصر به
فرد جايگزين كليد مركب قبلي براي متولدين نموده است . اين شماره را
مي توان يكي ازپديده هاي سيستم نوين ثبت احوال نام برد كه باعث
خواهد شد . ارتباط و پيوند اطلاعاتي منسجم و مستحكمي بين سازمانها و
افراد بوجود آورد و يك فرد با اين شماره در كليه سيستمها شناخته شود
و يا بعبارت ديگر حلقه ارتباطي روشن و قاطعي بين فرد |